الملا فتح الله الكاشاني

30

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

ما يستطيعون پس نميتوانند معبودان شما صَرْفاً گردانيدن و دفع كردن عذاب از شما وَ لا نَصْراً و نه يارى كردن شما را بنجات از عقاب و حفص بتا ميخواند يعنى شما كه مشركانيد نتوانيد عذاب مرا از خود رفع كردن و يكدگر را يارى دادن و از عقوبات رهانيدن وَ مَنْ يَظْلِمْ و هر كه ستم كند يعنى شرك آرد يا متوغل شود در معصيت مِنْكُمْ از شما اى مكلفان نُذِقْهُ بچشانيم او را عَذاباً كَبِيراً عذابى بزرگ كه آتش دوزخ است و بعد از ذكر احوال كفار رجوع ميفرمايد به مخاطبهء سيد الابرار صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در رد قول كفار و ما لهذا الرسول يأكل الطعام تا آخر و ميگويد وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ و نفرستاديم هيچكس پيش از تو مِنَ الْمُرْسَلِينَ از پيغمبران إِلَّا إِنَّهُمْ مگر آن پيغمبران لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ هر آينه ميخوردند طعام را وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ و ميرفتند در بازارها به جهت مهمات خود وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ و گردانيديم برخى را براى برخى ديگر فِتْنَةً آزمايش و از جملهء اين ابتلاى فقراء است باغنيا و پيغمبران بامم ايشان و معاندهء ايشان به آنها و از مجاهد نقل است كه معاداة آنان به آنها و ايذاى ايشان مر آنها را از سرزنش به فقر و درويشى و و مريض بصحيح و اعمى ببصير و غير آن و خلاصهء سخن آنكه دنيا دار ابتلاست پس از مخالفت احوال مردمان از آن چاره نباشد و ما بدان مىآزمائيم ايشان را تا اهل صبر و شكر از ارباب كفران و جزع ممتاز گردند و در اين كلام تسليهء حضرت رسالت است بر آنچه كفار در حق او ميگفتند و بصبر فقراى مؤمنين به مستهزئين كه ابو جهل و وليد و نضر بن حارث و امثال ايشان هرگاه بلال و عمار و صهيب و ساير درويشان صحابه را ميديدند با يكديگر ميگفتند آيا اسلام آريم تا همچون ايشان شويم حق تعالى اين آيه فرستاد و درويشان را مخاطب ساخته فرمود كه ما ميآزمائيم شريف را بوضيع و وضيع را بشريف أَ تَصْبِرُونَ آيا صبر مينمائيد بر ابتلا يا جزع ميكنيد يعنى تا بر عالميان ظاهر گردد كه شما صبر ميكنيد يا جزع مينمائيد وَ كانَ رَبُّكَ و هست پروردگار تو بَصِيراً بينا بصبر كننده و جزع نماينده دانا است بحكمت و مصلحت و آنكه بعضى را بغنى و برخى را به فقر مبتلا نمايد ابو دردا از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه واى مر عالمى را از دست جاهل و جاهلى را از دست عالم و مالك را از مملوك و مملوك را از مالك و قويرا بضعيف و ضعيف را بقوى و سلطان را برعيت و رعيت را از سلطان كه اينان همه بعضى فتنهء بعضىاند و بعد از آن اين آيه تلاوت فرمود كه وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً و بعضى در تفسير اين آيه